به آرامی اغاز به مردن می کنی ...

 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی            

اگر سفر نکنی ،

اگر کتابی نخوانی ،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ،

اگر از خودت قدردانی نکنی .

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی ،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند .

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ی عادات خود شوی ،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی  …

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی ،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی .

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت ،

از احساسات سرکش ،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش

وامی‌دارند ،

و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند ،

دوری کنی ... ،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد

نیستی، آن را عوض نکنی ،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی ،

اگر ورای رویاها نروی ،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات

ورای مصلحت‌اندیشی بروی ...

امروز زندگی را آغاز کن !

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

نگذار که به آرامی بمیری !

شادی را فراموش نکن .


پابلو نرودا

ترجمه:احمد شاملو

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
رضا

سلام خیلی خوشکل نوشته بودی خانوم چرا دیر به دیر مینویسی موفق باشی من بازم اینجا سر میزنم ولی چیزای تازه بنویس

لی لی (یادداشتهای روزانه یک گیاهخوار)

سلام من خیلی از این شعر خوشم می آمد سالهای زیادی با دوستانم این شعر رو می خوندیم .الان همه دوستام یک گوشه ای از دنیا هستند.خاطراتی برام زنده شد.از آشنایی با شما خوشوقت شدم.