باد

باد که می وزد پرده های ذهن مبهوتم یواش یواش تکان می خورند و من گاهی، اندکی، چیزکی می بینم و گمان می دارم که حقیقت باشد که شاید هم توهمیست نه چندان دیرپاتر از تمام آنچه می زیم و می بینم و می نوشم و می نیوشم و می خواهم و می نامم و می ... می ... می ...  می ... و که می داند ؟

باد که می وزد چیزی می روید، چیزی می خواند، چیزی می لرزد، می لغزد و شور زندگی گاهی فقط گاهی از دورها، دورترها، سرکی می کشدو من از پشت دریچه های بادخورده و پرده های باد برده چیزکی می بینم یا گمان می دارم که دیده ام و لبخند...

کاش دخترکی می شدم با هزار دریچه رو به آفتاب، رو به ابرها، و بادها می وزیدندو می وزیدندو می وزیدند و من می خندیدم و می خندیدم شاید که به زندگی برگردم........

 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هلو!!!

فوووووووووووووووووووووووت فووووووووووووووووووووووووووووووت فوت فووووووووت فوووووووووووووووووت [نیشخند] فکر کنم داره باد میاد[نیشخند][چشمک][گل]

نجمه

dokhtarak jan...parde ro kamel bezan kenar ...un birun zendegi jaryan dare,zendegi hamun vaghty ke to dary fekr mikoni be vazeshe bad o didan kursuye zendegi hamun moghe zendegi dare migzare.....ghargh sho daresh.....az zananegit lezat bebar

فرشته

"كاش" ها را كنار بگذاريد. برويد به دل باد ... هزاران در و پنجره به روي تان باز مي شود ...

نجمه

salam na ke fekr koni aslan yadet naboodam...boodam.yadet boodam.havasam ham bood ke faseleman hala shayad chandta khiyaban o kooche bashad..ama nashod....man yek najmeye khoshal o khoob misazam.hadeghal halam ke khoob bud miayam [pishet.booos sooraty

نجمه

dokhtarak hesabe doosthaye man.hesabe adamhayee ke bahashan khatere moshtarak daram be andazeye angoshtane yek dast ham nemiresad... adam yek doosthaei darad ke negarne in nist ke dir shode zood shode.midand hastand.hamishe hastand.midanad lazem nist beheshan tozih dahad ke kojast ke halash khoob ast ya na....to az anhaei

نجمه

dokhtarak hesabe doosthaye man.hesabe adamhayee ke bahashan khatere moshtarak daram be andazeye angoshtane yek dast ham nemiresad... adam yek doosthaei darad ke negarne in nist ke dir shode zood shode.midand hastand.hamishe hastand.midanad lazem nist beheshan tozih dahad ke kojast ke halash khoob ast ya na....to az anhaei

نجمه

dokhtarak hesabe doosthaye man.hesabe adamhayee ke bahashan khatere moshtarak daram be andazeye angoshtane yek dast ham nemiresad...adam yek doosthaei darad ke negarne in nist ke dir shode zood shode.midand hastand.hamishe hastand.midanad lazem nist beheshan tozih dahad ke kojast ke halash khoob ast ya na....to az anhaei

نجمه

dokhtarak hesabe doosthaye man.hesabe adamhayee ke bahashan khatere moshtarak daram be andazeye angoshtane yek dast ham nemiresad...

نجمه

in persianblog khar...

نجمه

زندگی کوتاه است و ساده. توی همان سال‌های بی‌خیالی و جنون، گاهی هم سر از جاهای در آورده بودی که نه جای تو بود و نه می‌توانست باشد، اما تو رسیده بودی و لم داده بودی و دروغ چرا – کلی هم خوش‌گذرانده بودی – قضاوت کرده بودی، خیانت کرده بودی و آخرش، یک جایی خواسته بودی که تمام شود ، شاید هم حوصله‌ت سر رفته بود از تمام آن همه واقعیت تلخ ِ بی مثال ِ وقیح. سرِ خرت را کج کرده بودی و دور زده بودی، با همان رویاهای متعالی و ایده‌آل و نگاه‌های تحقیرآمیزی که به دیگر(ان) کرده بودی. خیال کرده بودی – من که فرق دارم – من این‌طور نمی‌شوم. ریشخندشان کرده بودی و آمده بودی دنبال پرفکت لایف استایل خودت. بعد سال‌ها گذشته بود و خودت گیر افتاده بودی لای همان داستان‌های سخیف ِ تکراری؛ خیانت، دروغ، بی‌مسولیتی، قساوت، تک‌روی، بی‌مهری، تنهایی، خستگی ... و باز هم خیانت. توی هذیان‌هات می‌چرخی که چرا – از کجا – از کی – چطور